یادمه یه بار سینزده به در رفتیم بیرون به پسر عموم گفتیم پ
یادمه یه بار سینزده به در رفتیم بیرون به پسر عموم گفتیم پیاده بشه بره ببینه اون اطراف خوبه یا نه ... یهوووو با داد و بیداد و سرعت اومد طرف ما نگو کلی سگ ریخته بودن سرش داشت فرار میکرد 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 تازه ما هم ماشین رو روشن کردیم و یکم اذیتش کردیم ولش کردیم بمونه بدبخت التماس میکرد بمونید ما داشتیم از خنده جر میخوردیم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
- ۶.۰k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط