Part 16

«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
ویو ته:(بچه ها اون تایمی که اون اتفاق ها برای خانواده ی پارک افتاد ته تو اون تایم و هنوز زمان مهمونی نرسیده)
حدود یک ساعتی بود رسیده بودم خونه مامان و بابام اما خیری از خانواده ی پارک نبود.
بیست مین بعد:
با صدای زنگ پدر و مادرم مثل برق از جا پریدن و با عجله و به ظاهر مشتاق رفتن سمت در،منم به رسم ادب رفتم پیششون با اینکه از دخترا بدم میاد و تازه اینا دوتا دختر دارننن اما بالاخره شعور که دارم(البته که داری عشقم♡)
(علامت پدر و مادر ته
پدر ته:@مامان ته:♕)
♕او او بفرمایید داخل(در رو باز کرده و داره خانواده ی پارک رو دعوت میکنه داخل)
@خیلی خوش اومدید.
/ممنون.
*ببخشید مزاحم شدیم!
♕اوووو این چه حرفیه مراحمید😊
_سلام خوش اومدین(جدی اما مهربون)(روبه پدر و مادر ات)
/او سلام پسرم خیلی ممنون.
*سلام جناب.
_(لبخنده فیک)
+سلام عمو،سلام خاله.
@وای دخترم چه زیبایید سلام.
♕سلام خانمه زیبا.
☆سلام(بی اهمیت و سرد)
@سلام دختر گلم!
♕سلام زیبا✨
☆(خنده)ممنونم😊
واییییی این دختره چقدر با حالت چندشی حرف میزنه؛میتونم خرابی رو توش ببینم.
☆سلام اقای تهیونگ(دستش رو میبره جلو برای دست دادن)
_سلام(سرد و دست نمیده)
اققققققق اون جنده میخواست با من دست بدهههههههه؟!؟!😤
+س...سلام اقای تهیون.(با استرس جوری که کامل از چشماش معلومه)
این یکی قصد دست دادن نداشت....اما...کاملا با اون خراب فرق میکرد این...این تو چشماش بی گناهی رو میشد دید!راستش بعد اون دختره ی خراب دیگه نتونستم با دخترا ارتباط بگیرم اما این دختره یجور دیگه بود.
_بلد نیستی دست بدی؟
+ع..عو من دیدم شما با خواهرم دست ندادید و از ارتباط با دخترا بد....
_حالا که دارم میگم دست بده چی؟
+عذر میخوام(دستشون رو همزمان میارن و دست میدن)
ذهن اری:وای مرتیکه به من دست نداد بعد به اته اشغال با خواسته ی خودش دست داددددد..... تازه ات نازم میکنه؛اشکل با شوهرش معذبه!البته نمیدونه.
ویو ات:
بعد اینکه بهم اونجوری گفت پشمای نداشتم ریختتتتتتتت!اون که ارتباطه خوبی با دخترا نداشت🤨
♕دخترم!چرا تو فکری؟
@درسته ظاهرا از همون اول تو فکر بودی!
+چی...چیزه نه نه من نه نبودم!
ذهن اری:ای خدا باز این کصخل استرس گرفت😂😑🤦🏻‍♀️)
*چیزی نیست همین جوریه کلا یهو میره تو فکر🙂
/درسته😂😊
راوی:همه خندیدن جز تهیونگ چون حوصله نداشت اما حتی خودشم نمیدونست چرا اونجوری با ات رفتار کرد اون لحظه یجوری شد اما الان دوباره شد تهیونگه سابق؛بدون اینکه بفهمه از اون مود بد شد مهربون و دوباره شد ادم بد واقعا عجیبه!.
ادامه دارد....🎀
حمایت؟❤️‍🩹
بچه ها دستم گوییده شد لایک کنید😑😭🥺💔
دیدگاه ها (۰)

حیحی هستم هنوز کنکل شد نمیرم البته فعلاااا❤

Part 15:

عشق فراموش نشدنی::𝟑𝐩𝐚𝐫𝐭::ویو نویسنده::اون اقا::خانم؟! حالتون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط