اسم فیکرویای سلطنتی
𝑝𝑎𝑟𝑡14
اسم فیک:رویای سلطنتی
یه هفته بعد~
(حدود یک هفته تمام اعضای جناح غرب شکنجه داده میشدن تا به حرف بیان اما همه مقاومت میکردن تا اینکه...)
پارک:من.....من اعتراف میکنم(بلند)
نگهبان:میشنوم....(و سر دسته ی جناح شرق رو صدا زد و تو ضیحاتش رو یادداشت کردن)
پارک:(همه چیز رو توضیح داد)
لینو:پس...کار اونا بود...درست فکر میکردم...
سر دسته ی جناح شرق:بله ثرورم...
(لینو جلسه ای گرفت و تمام وزرا رو دعوت کرد)
لینو:خب امروز...حکمی داده میشه...سر دسته ی جناح غرب به دلیل توتعه بر علیه ملکه....و..ولی عهد....اعدام...و زن و بچه هایشان...تبعید...میشوند....(بلند)
(دستور ها اطاعت شد و جناح غرب با خوردن سم کشته شدن و زن و بچه هاشون به جزیره ی سونگ دانگ که متعلق به پادشاه لینو بود فرستاده شدن....جزیره ای برای کسانی که تبعید شدن)
(تمام جای وزرای غرب که الان مرده بودن رو بچه های نو جوان وزرای شرق پر کردن...)
(حتما براتون سوال شد که بانو پارک چه به سرش اومد؟....)
(اون خدمتکار شد....لباس هارو میشست لباس های سرباز ها....و دیگه بانوی سر بازرس نبود و همه با تمسخر نگاهش میکردن....و همه به اوت تیکه و متلک مینداختن....اون همه حرصی کلی بد و بیرا و میگفت ولی خب تقصیر خودش بود)
ادامه دارد.......
اسم فیک:رویای سلطنتی
یه هفته بعد~
(حدود یک هفته تمام اعضای جناح غرب شکنجه داده میشدن تا به حرف بیان اما همه مقاومت میکردن تا اینکه...)
پارک:من.....من اعتراف میکنم(بلند)
نگهبان:میشنوم....(و سر دسته ی جناح شرق رو صدا زد و تو ضیحاتش رو یادداشت کردن)
پارک:(همه چیز رو توضیح داد)
لینو:پس...کار اونا بود...درست فکر میکردم...
سر دسته ی جناح شرق:بله ثرورم...
(لینو جلسه ای گرفت و تمام وزرا رو دعوت کرد)
لینو:خب امروز...حکمی داده میشه...سر دسته ی جناح غرب به دلیل توتعه بر علیه ملکه....و..ولی عهد....اعدام...و زن و بچه هایشان...تبعید...میشوند....(بلند)
(دستور ها اطاعت شد و جناح غرب با خوردن سم کشته شدن و زن و بچه هاشون به جزیره ی سونگ دانگ که متعلق به پادشاه لینو بود فرستاده شدن....جزیره ای برای کسانی که تبعید شدن)
(تمام جای وزرای غرب که الان مرده بودن رو بچه های نو جوان وزرای شرق پر کردن...)
(حتما براتون سوال شد که بانو پارک چه به سرش اومد؟....)
(اون خدمتکار شد....لباس هارو میشست لباس های سرباز ها....و دیگه بانوی سر بازرس نبود و همه با تمسخر نگاهش میکردن....و همه به اوت تیکه و متلک مینداختن....اون همه حرصی کلی بد و بیرا و میگفت ولی خب تقصیر خودش بود)
ادامه دارد.......
- ۲.۴k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط