گاهی زندگی طوری که برنامه ریزی کردیم پیش نمیره
گاهی زندگی طوری که برنامه ریزی کردیم پیش نمیره
ـ بابا.... مامان ( داد ، بغض ) ..... منو تنها نذارین ....هق... لطفا ( داد )
ولی گاهی طبق برنامه ریزیمون پیش میره
ـ من اینجام تا از گرگینه ها انتقام پدر و مادرم رو بگیرم
انسان هایی که همیشه مشکوک میزنن
ورا : تو یه گرگینه ای ؟
جونگ کوک : من ؟! ( تعجب )
و انسان هایی که با لحنی خاصی حرف می زنن
ورا : پدر و مادرم .... توسط یه گرگینه دیپی کشته شدن
تهیونگ : ......
ورا : * به تهیونگ نگاه کرد *
تهیونگ : یه گرگینهی دیپی ؟ ( نیشخند )
خاص ....؟
هه... مسخرس !
خاص بودن کار هرکس نیست حتی یه روح !
اما من نمیدونم سرنوشت چی رو در من دید که خاص ترین روح رو در بدنم جا کرد
کای : طبق آزمایشا .... تو خاص ترین روح رو در این جهان داری
احتمالا بعد شنیدن اینجور خبر ها شوک بزرگی حمله بدنمون کنه اما باید تحمل کرد و در برابرش ایستاد
درسته !
من هوانگ ورا ...
کسی که در کمترین سن ممکن بی رحمی های زیادی توسط گرگینه ها تجربه کرد
و حالا...
دیگه وقت انتقامه.....!
.
.
.
ورا : زود باش باید بریم .... گرگینه ها حمله کردن ( ترسیده )
* از دست تهیونگ میگیره و میکشه تا فرار کنن ولی.... تهیونگ تکون نمیخوره *
تهیونگ : ( قهقهه شیطانی )
ورا : ( تعجب )
تهیونگ : واقعا نمیدونی یا خودتو به میدونستن میندازی ( نیشخند )
یعنی چی؟!
به زودی...
ـ بابا.... مامان ( داد ، بغض ) ..... منو تنها نذارین ....هق... لطفا ( داد )
ولی گاهی طبق برنامه ریزیمون پیش میره
ـ من اینجام تا از گرگینه ها انتقام پدر و مادرم رو بگیرم
انسان هایی که همیشه مشکوک میزنن
ورا : تو یه گرگینه ای ؟
جونگ کوک : من ؟! ( تعجب )
و انسان هایی که با لحنی خاصی حرف می زنن
ورا : پدر و مادرم .... توسط یه گرگینه دیپی کشته شدن
تهیونگ : ......
ورا : * به تهیونگ نگاه کرد *
تهیونگ : یه گرگینهی دیپی ؟ ( نیشخند )
خاص ....؟
هه... مسخرس !
خاص بودن کار هرکس نیست حتی یه روح !
اما من نمیدونم سرنوشت چی رو در من دید که خاص ترین روح رو در بدنم جا کرد
کای : طبق آزمایشا .... تو خاص ترین روح رو در این جهان داری
احتمالا بعد شنیدن اینجور خبر ها شوک بزرگی حمله بدنمون کنه اما باید تحمل کرد و در برابرش ایستاد
درسته !
من هوانگ ورا ...
کسی که در کمترین سن ممکن بی رحمی های زیادی توسط گرگینه ها تجربه کرد
و حالا...
دیگه وقت انتقامه.....!
.
.
.
ورا : زود باش باید بریم .... گرگینه ها حمله کردن ( ترسیده )
* از دست تهیونگ میگیره و میکشه تا فرار کنن ولی.... تهیونگ تکون نمیخوره *
تهیونگ : ( قهقهه شیطانی )
ورا : ( تعجب )
تهیونگ : واقعا نمیدونی یا خودتو به میدونستن میندازی ( نیشخند )
یعنی چی؟!
به زودی...
- ۲.۰k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط