همچو مهتاب که از خاطر شب میگذرد

همچو مهتاب که از خاطر شب میگذرد

هر شب آهسته ز آفاق دلم میگذری♏
دیدگاه ها (۸)

در حلقه‌ی ما زمزمه‌ی سور نباشدما غمزدگان را دل مسرور نباشدوی...

میان حرفهایت مے نوشتے :زندگے زیباست و من هم زندگے را در تو ...

بیا در شب آخرین سه شنبه سالبرای گردگیری افکارمانآتشی بیافروز...

یاد‌ بگیرید، محکم بودن را،قوی بودن را ، کوه و سنگ بودن را لا...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

#شعر_قدیمی 🍂با آن که دلم از غم هجرت خون استشادی به غمِ توام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط