آنزمان که دلتنگ

آنزمان که دلتنگ
پشت پنجره ایستاده ایی
و باران را تماشا میکنی
قطرهایی که پنجره را لمس میکنند
بوسه‌های من هستند بر گونه های لطیف تو،  
سُریدن قطره‌ها
رقص دلربای انگشتان من هستند
میان موجهای گیسوانت ،
بخاری که
شیشه را در بر گرفته همان
آغوش ِ امن و گرم من است
برای آسایش احساساتِ تو ؛
آوای دل‌انگیز ترنم
نجوای آرامش بخشی‌ست
که از عمق جانم در گوش ِ جانت 
زمزمه میکنم،
و زمان بین اصابت قطره‌ها به پنجره
یادآور این است
تا تو بدانی
هیچ فاصله ایی
عشق مرا به تو کم نخواهد کرد
و دوست‌داشتنم نسبت به تو
همچون قطرهای باران
بی دریغ و بی حد و اندازه است ...
دلنوشته.....
دیدگاه ها (۰)

دلم تنگ است!بغض سنگینی گلویم را می‌فشاردو خیال خالی شدن ندار...

هم از سکوت گریزان،هم از صدا بیزارچنین چرا دلتنگمچنین چرا بیز...

امان از دلتنگی ....امان از حصار تلخ فاصله ....گاهی دلتنگ شدن...

🐬وقتی شب میشه✨یـه دنیـا خاطره🐬یـه دنیـا خیـال✨میـاد تـو دل آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط