دیر فهمیدم که سرخ رنگ رز نبود سرخ رد اشک های خاکستر
دیر فهمیدم که ، سرخ رنگ رز نبود : سرخ ردِ اشک هایِ خاکستریام بود ، سرخ ردِ نگاهِ حسرت دارم به هنگام دنبال کردنت بود ، سرخ ردِ نفس های بریده شدهام بود ، سرخ رنگ بوسه های محوت بر روی چشمانم بود ، سرخ سکوتِ رنگِ فریادم بود...
سرخ...
تو زندگی ام را به رنگ سرخ دراوردی و من تنفر دارم ؛ زِ تو ، و تمام این رنگ های سرخ شده.. میدانی حرفِ دِلَم چیست ؟
{ ایکاش خنجر در قلبم فرو میکردیو زندگیام را به رنگ سرخِ خونِ دستهایت در میاوردی ؛ نه اینکه این زندگی ابی رنگ را... به رنگِ سرخ خونیِ دهانت دراوری.. اری ؛ سرخِ خونِ بر روی لب هایت ، تو ادم کشتی ، نه با دستانت ، با حرف هایت.. تو ادم کشتی... و من ، یکی از قربانی های توام.. }
سرخ...
تو زندگی ام را به رنگ سرخ دراوردی و من تنفر دارم ؛ زِ تو ، و تمام این رنگ های سرخ شده.. میدانی حرفِ دِلَم چیست ؟
{ ایکاش خنجر در قلبم فرو میکردیو زندگیام را به رنگ سرخِ خونِ دستهایت در میاوردی ؛ نه اینکه این زندگی ابی رنگ را... به رنگِ سرخ خونیِ دهانت دراوری.. اری ؛ سرخِ خونِ بر روی لب هایت ، تو ادم کشتی ، نه با دستانت ، با حرف هایت.. تو ادم کشتی... و من ، یکی از قربانی های توام.. }
- ۶.۱k
- ۰۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط