پلنگ سیاه
@najme74
هزاران سال پیش، پنج قبیله آفریقایی بر سر یک شهابسنگ حاوی فلز نادر و ارزشمند «ویبرانیوم» با یکدیگر جنگیدند. یکی از جنگجویان، گیاهی موسوم به «گیاه قلبی» را که تحت تأثیر این فلز قرار گرفته بود مصرف کرد و به قدرتهای فوق بشری دست یافت؛ او نخستین «پلنگ سیاه» لقب گرفت و توانست اکثر قبایل را به جز قبیله جاباری متحد کند و سرزمین واکاندا را پایهگذاری نماید. در طول قرنها، مردم واکاندا با بهرهگیری از ویبرانیوم فناوریهای پیشرفتهای توسعه دادند و برای محافظت از خود، ظاهر کشوری توسعهنیافته را به جهانیان نشان دادند.
در سال ۱۹۹۲، شاه واکاندا، تچاکا، به ملاقات برادرش ن’جو بو در اوکلند کالیفرنیا میرود. تچاکا برادرش را متهم به همکاری با یک قاچاقچی تسلیحات سیاهپوست به نام اولیسس کلاو میکند که قصد دزدیدن ویبرانیوم از واکاندا را دارد. شریک ن’جو بو در حقیقت زوری، مأمور مخفی دیگر واکاندا است و اتهامات تچاکا را تأیید میکند.
در زمان حال، پس از مرگ تچاکا، پسرش تچالا به واکاندا بازمیگردد تا تاج و تخت را به دست گیرد. همراه با اوکوئی، رهبر جنگجویان دورا میلاجه، نامزد سابق تچالا، نیکیا را از مأموریت مخفیاش خارج میکنند تا در مراسم تاجگذاری به همراه مادر تچالا، راموندا، و خواهر کوچکترش شوری شرکت کند. در مراسم، رهبر قبیله جاباری، مباکو، تچالا را برای تاجگذاری به مبارزه میطلبد، اما تچالا با متقاعد کردن او به تسلیم شدن، بدون جنگیدن جانش را نجات میدهد.
وقتی کلاو و همدستش اریک استیونز یک اثر تاریخی واکاندایی را از موزه لندن میدزدند، دوست تچالا و همسر اوکوئی، وکابی، تچالا را ترغیب میکند که کلاو را زنده بازگرداند. تچالا، اوکوئی و نیکیا به بوسان کره جنوبی میروند تا جلوی فروش اثر به مأمور سیا، اورت کی. راس، را بگیرند. در درگیریها، کلاو فرار میکند اما تچالا او را دستگیر میکند و با تردید او را به راس تحویل میدهد. کلاو به راس میگوید واکاندا در ظاهر کشوری عقبافتاده است، اما در واقع تمدنی بسیار پیشرفته دارد. هنگامی که اریک برای آزادسازی کلاو حمله میکند، راس در دفاع از نیکیا زخمی جدی میشود. تچالا به جای تعقیب کلاو، راس را به واکاندا میبرد تا تحت درمان پیشرفته قرار گیرد.
در حین مراقبت شوری از راس، تچالا از زوری دربارهٔ ن’جو بو سؤال میکند، زیرا اریک گردنبندی متعلق به او را به گردن دارد. زوری توضیح میدهد که ن’جو بو از انزواطلبی واکاندا ناامید شده بود و قصد داشت فناوریهای واکاندا را به مردم آفریقاییتبار جهان منتقل کند تا در برابر ستمگران به آنها کمک کند؛ که در این راه کلاو به او یاری میرساند. قبل از اینکه تچاکا بتواند ن’جو بو را دستگیر کند، ن’جو بو به زوری حمله کرد و در نهایت تچاکا مجبور شد او را بکشد. تچاکا به زوری دستور داد ادعا کند که ن’جو بو ناپدید شده و پسر آمریکایی او، ن’جاداکا، را به عنوان فرزندش به جا بگذارد. این پسر بزرگ شد و با نام مستعار «کیمونگر» به یک نیروهای ویژه نیروی دریایی آمریکا تبدیل شد.....
بازیگران::::
#چادویک_بوزمن
#مایکل_بی_جردن
#لوپیتا_نیونگو
#دانای_گوریرا
#مارتین_فریمن
#دنیل_کالویا
#رایان_کوگلر #فیلم_سریال_خارجی
#ژانر_ابر_قهرمانی #پلنگ_سیاه
هزاران سال پیش، پنج قبیله آفریقایی بر سر یک شهابسنگ حاوی فلز نادر و ارزشمند «ویبرانیوم» با یکدیگر جنگیدند. یکی از جنگجویان، گیاهی موسوم به «گیاه قلبی» را که تحت تأثیر این فلز قرار گرفته بود مصرف کرد و به قدرتهای فوق بشری دست یافت؛ او نخستین «پلنگ سیاه» لقب گرفت و توانست اکثر قبایل را به جز قبیله جاباری متحد کند و سرزمین واکاندا را پایهگذاری نماید. در طول قرنها، مردم واکاندا با بهرهگیری از ویبرانیوم فناوریهای پیشرفتهای توسعه دادند و برای محافظت از خود، ظاهر کشوری توسعهنیافته را به جهانیان نشان دادند.
در سال ۱۹۹۲، شاه واکاندا، تچاکا، به ملاقات برادرش ن’جو بو در اوکلند کالیفرنیا میرود. تچاکا برادرش را متهم به همکاری با یک قاچاقچی تسلیحات سیاهپوست به نام اولیسس کلاو میکند که قصد دزدیدن ویبرانیوم از واکاندا را دارد. شریک ن’جو بو در حقیقت زوری، مأمور مخفی دیگر واکاندا است و اتهامات تچاکا را تأیید میکند.
در زمان حال، پس از مرگ تچاکا، پسرش تچالا به واکاندا بازمیگردد تا تاج و تخت را به دست گیرد. همراه با اوکوئی، رهبر جنگجویان دورا میلاجه، نامزد سابق تچالا، نیکیا را از مأموریت مخفیاش خارج میکنند تا در مراسم تاجگذاری به همراه مادر تچالا، راموندا، و خواهر کوچکترش شوری شرکت کند. در مراسم، رهبر قبیله جاباری، مباکو، تچالا را برای تاجگذاری به مبارزه میطلبد، اما تچالا با متقاعد کردن او به تسلیم شدن، بدون جنگیدن جانش را نجات میدهد.
وقتی کلاو و همدستش اریک استیونز یک اثر تاریخی واکاندایی را از موزه لندن میدزدند، دوست تچالا و همسر اوکوئی، وکابی، تچالا را ترغیب میکند که کلاو را زنده بازگرداند. تچالا، اوکوئی و نیکیا به بوسان کره جنوبی میروند تا جلوی فروش اثر به مأمور سیا، اورت کی. راس، را بگیرند. در درگیریها، کلاو فرار میکند اما تچالا او را دستگیر میکند و با تردید او را به راس تحویل میدهد. کلاو به راس میگوید واکاندا در ظاهر کشوری عقبافتاده است، اما در واقع تمدنی بسیار پیشرفته دارد. هنگامی که اریک برای آزادسازی کلاو حمله میکند، راس در دفاع از نیکیا زخمی جدی میشود. تچالا به جای تعقیب کلاو، راس را به واکاندا میبرد تا تحت درمان پیشرفته قرار گیرد.
در حین مراقبت شوری از راس، تچالا از زوری دربارهٔ ن’جو بو سؤال میکند، زیرا اریک گردنبندی متعلق به او را به گردن دارد. زوری توضیح میدهد که ن’جو بو از انزواطلبی واکاندا ناامید شده بود و قصد داشت فناوریهای واکاندا را به مردم آفریقاییتبار جهان منتقل کند تا در برابر ستمگران به آنها کمک کند؛ که در این راه کلاو به او یاری میرساند. قبل از اینکه تچاکا بتواند ن’جو بو را دستگیر کند، ن’جو بو به زوری حمله کرد و در نهایت تچاکا مجبور شد او را بکشد. تچاکا به زوری دستور داد ادعا کند که ن’جو بو ناپدید شده و پسر آمریکایی او، ن’جاداکا، را به عنوان فرزندش به جا بگذارد. این پسر بزرگ شد و با نام مستعار «کیمونگر» به یک نیروهای ویژه نیروی دریایی آمریکا تبدیل شد.....
بازیگران::::
#چادویک_بوزمن
#مایکل_بی_جردن
#لوپیتا_نیونگو
#دانای_گوریرا
#مارتین_فریمن
#دنیل_کالویا
#رایان_کوگلر #فیلم_سریال_خارجی
#ژانر_ابر_قهرمانی #پلنگ_سیاه
- ۱.۳k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط