همه چی یه داستانی داره که جالبه ، بیا برگردیم به زمانی که

همه چی یه داستانی داره که جالبه ، بیا برگردیم به زمانی که یه نفری به شخص مقابلش گفت " واقعا؟ تو هم؟! فکر میکردم فقط خودم اینطورم " . درسته ، اکثر دوستیا با یه نقطه مشترک بین دو نفر ایجاد میشه ولی ما فرق داشتیم . ما.. یعنی من و تو ؛ داخل متضاد ترین نقاط ممکن بودیم و بعد از کلی دعوا طوری که خودمون هم نمیدونیم چه اتفاقی افتاد ، با هم جور شدیم و شدیم مثل دوستای افسانه ای که قرار نیستن از هم جدا شن .
https://wisgoon.com/wild_queenn
دیدگاه ها (۱)

‍وقت‍‌ی ‍م‍‌یت‍‌و‍ن‍‌ی ‍ب‍‌ا ‍یہ #پی‍‌ام ‍ک‍‌و‍چی‍‌ک ‍ح‍‌ال‍...

‌‏ﻣﻳﺧﻭاﻣ #ﺩﻟﺗﻧﮔﺗ ﻧﺷﻣ ﻭﻟﻳ #ﭼﺷاﺗ ﻧﻣﻳﺫاﺭﻫ ﻧﻣﻳﺫاﺭﻫ..!

#کارما م‍‌یگہ: قل‍‌بی کہ دوس‍‌ت داره رو غمگ‍‌ین نکن. چون ه‍‌...

مثلا زیپ لباسشو از پشت باز کنیبا نوک انگشتت از بالای گردن تا...

رمان لیچافصل ۳ برج شروع و پایان من و توپارت1#نویسندهلیا بعد ...

‌●ترجمه‌ی متن روی عکس‌ها:زمانی که جیهوپ هیچ‌وقت نشون نداده. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط