مثل حیدر شب قدری به تماشای شهادت

مثلِ حیدر، شبِ قدری به تماشایِ شهادت
وسطِ هجمه‌یِ کین، خیمه‌یِ باور زده بودی

شب قدری شد و این روضه‌یِ مکشوفِ عروجت
ارثِ زخمی است که در حادثه بر سرزده بودی

پیرِ ما! رفتی و غوغایِ غریبی به جگر ماند
در هجومِ شبِ خون، جامه به آذر زده بودی

قدسِ چشمانِ تو در روزِ دهم سرخ‌تر افتاد
بس که در خونِ خودت، باده‌یِ احمر زده بودی...

شعر از دکتر زهرا صیاد

#رهبر_عزیزم
#رهبر_شهیدم

کلیپ از: https://eitaa.com/shahadatmardan
دیدگاه ها (۶)

الحمدلله رب العالمینالحمدلله علی ما هدانا #آیت_الله_سید_مجتب...

امید تو بیرون برد از دل همه امیدی سودای تو خالی کرد از سر هم...

رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه‌ی دلخونین چو برگ شقایق، رنگین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط