𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۹
ویو کوک/با سوهی رفت خونه و یوری امد پایین و خواست حرف بزنه که کوک رفت ت اتاق و فقط سوهی موند
یوری/چی شده؟
سوهی/هیچی..راستی اون روشت کار کرد که وقتی ته رو دیدم لبای کوک ببوسمش...
یوری/خوبهه برو پیش کوک...
سوهی/اوکی..
رفت تو اتاق که دید نیستش و رفت بالای اتاق مخفیش و در زد
سوهی/کوک..میشه حرف بزنیم؟
کوک/میری بیرون؟
سوهی/ببخشید کوکی میخوام حرف بزنیم
کوک/برو بگیر بخواب به منم کاری نداشته باش
سوهی/هی باش
رفت تو تخت و خوابید
[فرداش]
ویو کوک/از تختش پاشد و چشماش هنوز خواب بود داشت میامد پایین یه پاش جا موند از پله و با باسن خورد زمین
جوآ/خندید و رفت پیشش دستشو گرفت
جوآ/داداشی اروم بیا هنوز گیچ خوابی
کوک/بخند بخند وقتی به هوپ گفتم حالیت میشه
جوآ/چیو؟
کوک/به تو چه
جوآ/تربچه
کوک/خندید و رفت رو صندلی نشست و صبحونه خورد و کتشو برداشت و رفت تو شرکت و چند ساعتی گذشت که جیمین امد پیشش
جیمین/کوکی یه چیزی بگم عصبی نمیشی؟
کوک/نه بگو
جیمین/یکیو اوردم تو شرکتت کار کنه..کاراشو خودم کردم فقط باید بزاری بیاد
کوک/باشه بگو بیاد
جیمین/حیحی باش بیا تو...
ته/درو باز کرد و امد داخل اتاق
کوک/حرفی نزد
ته/سلام....
کوک/علیک..
جیمین/خوب من رفتم باییی
بعد رفت بیرون ودرو بست
ته/عام..خوب..کوک
کوک/میتونی از فردا کارتو شروع کنی جناب کیم تهیونگ
ته/کوک میشه حرف بزنیم؟
کوک/باشه بشین
ته/هوم
نشست رو صندلی و برگشت سمته کوک
ته/خوب..از دانشگاه باهام اولش خوب بودی ولی بعدش نه میتونم بپرسم چرا اینقدر سرد شدی؟و اینکه چرا هیچ خبری ازم نگرفتی؟
کوک/او او اروم پیش برو ...اولا تو ازم هیچ خبری نگرفتی...دوما من دیگه الان زن دارم...
ته/بزار بگم من تحقیق کردم دربارت...میدونم بابات و اون زن عوضی چه گوهی هستن...و مجبورت کردن که با اون سوهی لوس ازدواج کنی....
کوک/خوب فرض کن مجبور بددم ازدواج کنم الان چیزی درست میشه؟تو میدونی وقتی رفتی چه بلایی سرم امد؟
ته/چه بلایی؟ تازشم من برای اینکه تو راحت باشی رفتم خارج...زندگی کردم
کوک/اهوم الانم برو همون زندگی قبلیتو ادامه بده
از روی صندلیش پاشد و امد سمته در و خواست بازش کنه که ته یقشو گرفت و لباشو محکم طولانی بوسید
جیمین/درو باز کرد و خواست حرف بزنه که از دیدن صحنه دهنش وا موند و سریع درو بست
کوک/با ته همکاری نکرد و دستشو برد رو سینه ی ته و اروم هولش داد عقب
کوک/نگفتم بیایی اینجا این کارارو کنیا
ته/اوم فکر کنم مشتاق نیستی ببوسمت باشه...
کوک/هوم فردا هم جلسه داریم میتونیی بیایی
ته/اوکی
کوک/اوم
بعد رفت پایین و یه شیرموز گرفت و داشت میرفت سمته اسانسور که ته امد پیشش
ته/شلام
کوک/هوم؟
ته/این پرونده ها رو چک کردم امضاشون کردم
کوک/گفتم فردا کار هاتو شروع کن
ته/دیگه انجام دادم
کوک/اوکی
ته/خوب میشه امشب بیایی بریم رستوران؟
کوک/کار دارم فردا ببینم چی میشه
ته/باش راز زیباییت چیه؟هنوزم خیلی خوشگلی
کوک/چپ چپ بهش نگا کرد و رفت سوار اسانسور شد که ته هم امد سوار اسانسور شد که یهو کل اسانسور گرفته شد کوک برگشت سمته ته و دستشو گرفت به ایینه اسانسور و به ته نگا کرد
ته/از خجالت لپاش قرمز شد و بهش نگا کرد و قدشو یکمی بلند کرد و سرشم کج کرد و اورد بالا خواست لباشو دوباره ببوسه که کوک رفت عقب
کوک/خنده
ته/ایش زد حال(تو دلش)
کوک/از اسانسور پیاده شد و رفت سوار ماشین شد و خواست ماشین راه بندازه که ته امد سمتش و دستشو کوبید به شیشه ی سمته کوک
کوک/شیشه رو کشید پایین و با خنده نگا کرد
کوک/اوم؟
ته/میشه منم بیام😁
کوک/هی باشه بیا
ته/بش
رفت سمته در ماشین و نشست تو ماشین و کمربندشو بست
ته/بلیم
کوک/بریم
ماشینو روشن کرد و راه افتادن
𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۹
ویو کوک/با سوهی رفت خونه و یوری امد پایین و خواست حرف بزنه که کوک رفت ت اتاق و فقط سوهی موند
یوری/چی شده؟
سوهی/هیچی..راستی اون روشت کار کرد که وقتی ته رو دیدم لبای کوک ببوسمش...
یوری/خوبهه برو پیش کوک...
سوهی/اوکی..
رفت تو اتاق که دید نیستش و رفت بالای اتاق مخفیش و در زد
سوهی/کوک..میشه حرف بزنیم؟
کوک/میری بیرون؟
سوهی/ببخشید کوکی میخوام حرف بزنیم
کوک/برو بگیر بخواب به منم کاری نداشته باش
سوهی/هی باش
رفت تو تخت و خوابید
[فرداش]
ویو کوک/از تختش پاشد و چشماش هنوز خواب بود داشت میامد پایین یه پاش جا موند از پله و با باسن خورد زمین
جوآ/خندید و رفت پیشش دستشو گرفت
جوآ/داداشی اروم بیا هنوز گیچ خوابی
کوک/بخند بخند وقتی به هوپ گفتم حالیت میشه
جوآ/چیو؟
کوک/به تو چه
جوآ/تربچه
کوک/خندید و رفت رو صندلی نشست و صبحونه خورد و کتشو برداشت و رفت تو شرکت و چند ساعتی گذشت که جیمین امد پیشش
جیمین/کوکی یه چیزی بگم عصبی نمیشی؟
کوک/نه بگو
جیمین/یکیو اوردم تو شرکتت کار کنه..کاراشو خودم کردم فقط باید بزاری بیاد
کوک/باشه بگو بیاد
جیمین/حیحی باش بیا تو...
ته/درو باز کرد و امد داخل اتاق
کوک/حرفی نزد
ته/سلام....
کوک/علیک..
جیمین/خوب من رفتم باییی
بعد رفت بیرون ودرو بست
ته/عام..خوب..کوک
کوک/میتونی از فردا کارتو شروع کنی جناب کیم تهیونگ
ته/کوک میشه حرف بزنیم؟
کوک/باشه بشین
ته/هوم
نشست رو صندلی و برگشت سمته کوک
ته/خوب..از دانشگاه باهام اولش خوب بودی ولی بعدش نه میتونم بپرسم چرا اینقدر سرد شدی؟و اینکه چرا هیچ خبری ازم نگرفتی؟
کوک/او او اروم پیش برو ...اولا تو ازم هیچ خبری نگرفتی...دوما من دیگه الان زن دارم...
ته/بزار بگم من تحقیق کردم دربارت...میدونم بابات و اون زن عوضی چه گوهی هستن...و مجبورت کردن که با اون سوهی لوس ازدواج کنی....
کوک/خوب فرض کن مجبور بددم ازدواج کنم الان چیزی درست میشه؟تو میدونی وقتی رفتی چه بلایی سرم امد؟
ته/چه بلایی؟ تازشم من برای اینکه تو راحت باشی رفتم خارج...زندگی کردم
کوک/اهوم الانم برو همون زندگی قبلیتو ادامه بده
از روی صندلیش پاشد و امد سمته در و خواست بازش کنه که ته یقشو گرفت و لباشو محکم طولانی بوسید
جیمین/درو باز کرد و خواست حرف بزنه که از دیدن صحنه دهنش وا موند و سریع درو بست
کوک/با ته همکاری نکرد و دستشو برد رو سینه ی ته و اروم هولش داد عقب
کوک/نگفتم بیایی اینجا این کارارو کنیا
ته/اوم فکر کنم مشتاق نیستی ببوسمت باشه...
کوک/هوم فردا هم جلسه داریم میتونیی بیایی
ته/اوکی
کوک/اوم
بعد رفت پایین و یه شیرموز گرفت و داشت میرفت سمته اسانسور که ته امد پیشش
ته/شلام
کوک/هوم؟
ته/این پرونده ها رو چک کردم امضاشون کردم
کوک/گفتم فردا کار هاتو شروع کن
ته/دیگه انجام دادم
کوک/اوکی
ته/خوب میشه امشب بیایی بریم رستوران؟
کوک/کار دارم فردا ببینم چی میشه
ته/باش راز زیباییت چیه؟هنوزم خیلی خوشگلی
کوک/چپ چپ بهش نگا کرد و رفت سوار اسانسور شد که ته هم امد سوار اسانسور شد که یهو کل اسانسور گرفته شد کوک برگشت سمته ته و دستشو گرفت به ایینه اسانسور و به ته نگا کرد
ته/از خجالت لپاش قرمز شد و بهش نگا کرد و قدشو یکمی بلند کرد و سرشم کج کرد و اورد بالا خواست لباشو دوباره ببوسه که کوک رفت عقب
کوک/خنده
ته/ایش زد حال(تو دلش)
کوک/از اسانسور پیاده شد و رفت سوار ماشین شد و خواست ماشین راه بندازه که ته امد سمتش و دستشو کوبید به شیشه ی سمته کوک
کوک/شیشه رو کشید پایین و با خنده نگا کرد
کوک/اوم؟
ته/میشه منم بیام😁
کوک/هی باشه بیا
ته/بش
رفت سمته در ماشین و نشست تو ماشین و کمربندشو بست
ته/بلیم
کوک/بریم
ماشینو روشن کرد و راه افتادن
- ۱.۶k
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط