گفتند که بیدارید؟ گفتیم که بیداریم

گفتند که بیدارید؟ گفتیم که بیداریم
از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم
آوار پریشانی است ، روی سوی چه بگریزیم؟

هنگامه ی حیرانی است ، خود را به که بسپاریم؟
تشویش هزار "آیا" ، وسواس هزار "امّا"
کوریم و نمی بینیم ، ورنه همه بیماریم

دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته است
امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی بریم ، ابریم و نمی باریم

ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند که بیدارید؟ گفتیم که بیداریم
من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم

🖌"حسین‌منزوی"
🎙"داریوش‌اقبالی"
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

گفتند که بیدارید؟ گفتیم که بیداریماز زمزمه دلتنگیم ، از همهم...

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه تاب س...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه میل سخن...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه تاب سخ...

دیوااااار. .از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت ...

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط