_

_
🌱🌱🌱🏵️🏵️🏵️🌱🌱🌱
میشود پیشانی ات بوسید و از لبها گذشت؟
مومن از قم بگذرد تا جمکران هم میرود

زلف خود را تو اگر بر دست باد بسپاری
باد دیوانه به رقص آمده تا بیابان هم میرود

پلک خود را هم بگذار که نیمه شبان
برق چشم مست تو تا کهکشان هم می رود

شور شیرینت از آن روزی که آمد بر سرم
باید از آرام گذشت کارام جانم میرود

غنچه ی لبهاب تو آن لحظه که گل میکند
عقل و هوش آخر سر از هر باغبان هم می رود

شهره ی شهرم من تز دیوانگی در عشق تو
داستان عشق ما بر هر زبان هم می رود
دیدگاه ها (۰)

دلتنگی … همه ما کسی یا کسایی و رو داشتیم کنارمون که الان به ...

...•آدم ‌از‌ عشق ‌چه‌ می‌خواهد؟به‌ جز‌ قلبی ‌که‌ برایش‌ بتپد...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کردم بن...

رمان زیر نور خاموش سئول.. آن شب باران قطع نشد.سئول زیر نور چ...

گل های خاموش part: 5 «آخر» پدر...

#کاشکی_میشد_دوباره_به_زمین_برگردم.#part9موجود ماسک‌دار، بی‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط