خود را برسان، لحظه‌ی افطار شد ای عشق!

خود را برسان، لحظه‌ی افطار شد ای عشق!
لب تشنه‌ام و بوسه‌ی تو شربتِ ناب است!
قدری بچکان قندِ لبت را به دهانم
هر بوسه‌ی تو چشمه‌ای از شهد و شراب است
دیدگاه ها (۹۳)

دهنم را بدوز ای دنیا من خدای عذابها هستم مثل دیوی که خود نمی...

فغان دارم زِ اقبالم که عمرم رفته بیهودهتو را نازم...

چشمهای شرقی ات آنروز،خالی ازموج تمنا بوددرسکوت سرد وسنگینت،ر...

‍فردا اگر بدون تو باید به سر شودفرقی نمیکند شب من کی سحر شود...

بی تو این دیده کجا میل به دیدن داردقصه ی عشق مگر بی تو شنیدن...

لحظاتتون عاشقونه ❣️عشق یعنی:(((نفست بند یکی باشد و بسنگهت جز...

الا ای دختر ِایران،شراب و شهد ِبی پایانننوشم از لب ِلعلت،به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط