- می‌شود آیا کمی ، دست‌هایم را بگیری . .

- می‌شود آیا کمی ، دست‌هایم را بگیری . .
بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن می‌شود . .
با بغض می‌گویم نرو! اشک میریزم برایت ،
تو ایوانی که نیست❤️‍🩹

غم تاابد

قاصدک تنها 💔🥀......
دیدگاه ها (۰)

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می کند هر دلی را روزگاری عشق ...

«همانی که خیال می‌کردم مرهم قلب من است، همان قاتل قلبم شد.» ...

کسی رو خسته نکنید آدم خستهدیگه هیچی براش مهم نیست فقطمیزاره ...

"«می‌توانی لبت را بچسبانی به گلویم و تمام بغضم را قورت بدهی؟...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

دلم که برایت تنگ می شود ...می گیرد ...فریاد می کشد ...می تپد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط