حاشا که جز هوای تو باشد هوس مرا

حاشا! که جز هوای تو باشد هوس مرا
یا پیش دل گذار کند جز تو کس مرا

در سینه بشکنم نفس خویش را به غم
گر بی‌غمت ز سینه بر آید نفس مرا

فریاد من ز درد دل و درد دل ز تست
دردم ببین وهم تو به فریاد رس مرا

گیرم نمی‌ دهی به چومن طوطیی شکر
از پیش قند خویش مران چون مگس مرا

زین سان که هست میل دل من به جانبت
لیلی تو میل جانب من کن، که بس مرا

گفتم که: باز پس روم از پیش این بلا
بگرفت سیل عشق تو از پیش و پس مرا

ای کریمی، هوای رخ او مکن دلیر
بنگر که: چون گداخته کرد این هوس مرا؟
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

دل برد و ز درد دل می‌گریم و می‌گویم:کان کس که ببرد این دل، د...

تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته‌ایمخانهٔ عقل به یک بار براندا...

چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟که در جمال تو دیدم کمال صن...

نازنینا ! حُسن و خوبی با وفا بهتر بودگر وفا ورزی به هر حالی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط