بنشین!

بنشین!
مرو!
که در دلِ شب،
در پناه ماه..
خوش‌تر ز حرف ِعشق و
سکوت و
نگاه نیست..
بنشین و جاودانه
به آزار من مکوش
یک دم کنار دوست
نشستن گناه
نیست!

"فریدون مشیری"
دیدگاه ها (۰)

‏طفلی به نامِ شادی، دیری‌ست گمشده‌ستبا چشم‌های روشنِ برّاق، ...

گاهی اوقات خسته میشی از قوی بودندلت میخواد یک استعفا نامه بل...

بزن باران که دین را دام کردندشکار خلق و صید خام کردندبزن بار...

من می‌دونم نباید خسته شد؛می‌دونم نباید بُرید؛می‌دونم زندگی ا...

خوراک دل عشق هست و بی عشق کلبه دل کی شود آباد؟وقتی درک شود ک...

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط