به چشمهایت که خیره بودم

به چشم‌هایت که خیره بودم
مانند سنگی که می‌افتد به چاهی!
صدایی گفت :
عمیق باش اگر آهی!
اما
عمیق من ،تو به من می‌گفتی: از ارتفاع نمی‌افتی!

یادم آمد
گلابدان بودی
وقتی افتادی از منٍ دست
یادم آمد گلابدان که شکست
شهر تا مدت ها معطر بود!
و دستانی که تَر بودند ،دلتنگ تر از همیشه
از انگشتان جا مانده از تو معذرت می‌خواستند
دیدگاه ها (۵)

🥀🥀🥀🥀

بفرست واسه عشقت

.من بی تو بودن را با پرنده های ایوان با دو خط شعر شاملو با ا...

🖤🖤🖤🖤

پارت ۱: ربایش و معامله

The sound of bells part 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط