گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم داروی دردم گر ت

[گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم ؛ دارویِ دردم گر تویی، در اوج بیماری خوشم! ]
دیدگاه ها (۰)

من شبی هستم که تو ماه من هستی.. قربان بودنت برومانقدر دوست د...

«می‌نویسی که جنگ لهت کرده، که دلت می‌خواهد بمیری. نامه‌ات را...

آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرسآن چنان سوختم از آتش هجرا...

گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم ..داروی دردم گر تویی د...

‏مولانا نمیگه دوست دارم! میگه:گر تو گرفتارم کنی،من با گرفتار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط