رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۱۳

دیانا، اوهوم ولی بازم

ارسلان، خوب حالت بده چرا پامیشی میای

دیانا، خوب چیکار کنم

ارسلان، یخ و از رو پیشونیش برداشتم یه کوچولو باد کرده بود ببین چیکار میکنی

دیانا، حواسم نبود دیرمم شده بود دویدم که برسم خوردم به ستون

ارسلان، بیا یکم نگرش دار تا بادش بخوابه

دیانا، عی یخه

ارسلان، خنده کوتاهی کردم و گفتم یخ دیگه اسمش روشه بده من نگر دارم
دیدگاه ها (۳)

رمان رویای من پارت ۱۴دیانا، مرسی ارسلان، پاشو بدو برو سر کلا...

رمان رویای منپارت ۱۵دیانا، دوباره نشستم روی صندلیارسلان، یکم...

رمان رویای من پارت ۱۲ارسلان، بله خانم خانما زود بیدار شو دیا...

رمان رویای من پارت ۱۱دیانا، لباس های راحتی پوشیدم پفیلا اورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط