غمیست ناآشنا در من

💙🥀
...
غمی‌ست ناآشنا در من
حسے غریب
فهمیدم در این شهر
یا من اضافی‌ام
یا یڪے جایش خالیست...
دیشب از سودای تو این چشم ِ من خوابی نداشت
چشم‌ها خشکیده و در طول ِ شب آبی نداشت
رخت ِ من بی تاب ِ تو ؛کاشانه خالی از قرار
جان ِ من در حسرتت چون باد ِ شب تابی نداشت
تن پر از اکسیر ِ خواهش؛ لب؛ سراسر از نیاز
در هوای شهر بوی رفتنت پیچیده بود
ماه هم در آن هوا لبخند ِ شادابی نداشت
دیده بی حال و به سر آشوب ِ آن چشم ِ شراب
رنگ ؛ بر رخسار ؛ زرد و گونه سرخابی نداشت
در فضای غربت ِ آن کهکشان ِ بی نفس
خانه سرد و آسمان هم بی تو مهتابی نداشت....

دل که نه،
جانم برایت تنگ شده....

#دلتنگتم_بیمعرفت🤍
دیدگاه ها (۰)

🍁💜... در تپش‌های بی‌قرار شبانه‌ام، دنیایی است که هیچ‌گاه به ...

💝⭐... #تکستِ‌متفاوت:دخترا احساساتشون روبا موهاشون نشون میدنع...

❤️‍🩹... «و اما! چه ؛تلخ است قصه ی عادت»آن همه شعری ك می‌خوان...

💘🌹... چقدر خسته اند لحظه هاثانیه ها تکراریو افتاب خیال بارید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط