به شانه ام زدى

به شانه ام زدى
كه تنهايى ام را تكانده باشى
به چه دل خوش كرده اى؟
تكاندنِ برف
از شانه هاى آدم برفى؟

از كتاب "هيچ چيز مثل مرگ تازه نيست"
دیدگاه ها (۰)

پنج شنبه است و دلم دوباره بیقرار است برای آنانی که دیگر ندا...

روحت شاد پدر

سهم من از دنیانداشتن استتنها قدم زدن در پیاده رو هاو فکر كرد...

با بی مهرترین حالت پاییزچه کنیم؟

قسمت غم انگیز تنهایی، "بی پناهی" است؛این که یک شب، یک روز، ی...

همه چیز رو بزن کنار یا بمیر یا زنده باش اگه زنده ای دل بزن ب...

مگه میشه مجازی باهاش باشی ولی در حد مرگ دوسش داشته باشی؟(A)ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط