چرا هنوز اینجایی؟
چرا هنوز اینجایی؟
چرا هنوز از خاطرم نرفتهای؟
چرا عطری که از تو مانده بود، حالا از همه به مشام میرسد؟
چرا هر کاری که تو میکردی، حالا از دست همه برمیآید؟
چرا هر گوشهای که میروم، ردّ تو را میبینم؟
چرا حتی به خوابم هم راه پیدا کردهای؟
چرا در سکوت هم صدایت را میشنوم؟
چرا تبدیل به بخشی از توهمهایم شدهای؟
چرا حتی در نبودنت هم حضور داری؟
چرا رهایم نمیکنی؟
چرا نمیگذاری فراموشت کنم؟
خواهش میکنم…
من دیگر کم آوردهام.
چرا هنوز از خاطرم نرفتهای؟
چرا عطری که از تو مانده بود، حالا از همه به مشام میرسد؟
چرا هر کاری که تو میکردی، حالا از دست همه برمیآید؟
چرا هر گوشهای که میروم، ردّ تو را میبینم؟
چرا حتی به خوابم هم راه پیدا کردهای؟
چرا در سکوت هم صدایت را میشنوم؟
چرا تبدیل به بخشی از توهمهایم شدهای؟
چرا حتی در نبودنت هم حضور داری؟
چرا رهایم نمیکنی؟
چرا نمیگذاری فراموشت کنم؟
خواهش میکنم…
من دیگر کم آوردهام.
- ۱۵۳
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط