یه دیالوگی بود که می گفت

یه دیالوگی بود که می گفت
تو از ظرف بیسکوئیت جلوت هم
همیشه اون تیکه که شکسته رو برمیداری
چون فکر میکنی لیاقت خوبشو نداری
و ما چقدر نرفتیم،نخوردیم،نپوشیدم
و آدما رو پس زدیم چون هیچکس نبود که
بهمون حس کافی بودن بده
دیدگاه ها (۰)

‍ سلامیك صبح دل انگيزيك صبح آراميك صبح لطيفيك صبح پراز آرزوی...

#تنهـایۍهـاۍشبانـه،مـنمـن آدمـِ، بریدن‌هـاۍ یهویۍ نیستمـ،مـن...

یه‌ اصطلاح‌ قشنگ‌ هست‌ که که بهش میگن ' 𝐌𝐚 𝐯𝐢𝐞 'به‌معنی : ز...

🍂🌸عشــق" لیاقـت میخواهد؛و "عاشــق" شدن، جــرات...🍂🌸همیــشه د...

خب خب کلی حرف دارم نینی کوچولووو بیا پاییننن❤️‍🩹💖💋.....خب می...

پارت ۸۳

از زبان ا/ت گفتم : آبجی بریم بیرون یکمی قدم بزنیمخواهرم گفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط