🧚‍♀️مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیر

🧚‍♀️مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری را دید که غذایش را با سگی گرسنه تقسیم میکند، نزدیک رفت و پرسید: چرا غذایت را به این حیوان میدهی؟ کودک سگ را بوسید و گفت: این سگ نه خانه دارد، نه غذا دارد، هیچکس را هم ندارد، اگر من کمکش نکنم می میرد. مرد گفت: سگِ بی خانمان در همه جا وجود دارد، آیا تو می توانی همه آنها را از مرگ نجات دهی؟ آیا تو می توانی جهان را تغییر دهی؟ پسر نگاهی به سگ کرد و گفت: کاری که من برای این سگ می کنم، تمام جهانش را تغییر می دهد.

نیازی نیست انسانِ بزرگی باشیم،
انسان بودن، خود نهایتِ بزرگی است.
می توان ساده بود، ولی انسان بود.
دیدگاه ها (۲)

The Fairy's - Monster's wrong love

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

#وفاداری

مردی در راه بازگشت به خانه بودکه در خیابان کودک فقیری را دید...

مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری را دی...

مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری را د...

مردی در راه بازگشتبه خانه بود کهدر خیابان کودک فقیری را دید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط