نوشته بود

نوشته بود:
یکی از دوستانم می گفت:همان شب های ابتدایی جنـ.ـگ بود
برای تشییع شهیدی رفته بودم…همینطوری از دلم گذشت و از
شهید پرسیدم یعنی این تجمعات هرشب ما فایده ای هم دارد؟
همان شب شهید را خواب دیدم.دستم را گرفت و به خیابان برد.
جمعیت مثل موج می خروشید و اتوبوس هایی آنجا حاضر بودند
و مردم را سوار می کردند و می بردند کربلا….
و بر من یقین شد که این شب ها
کف خیابان های ایران…همان کربلاست!
این خواب برای من همان اندازه شیرین بود
که دیدن این آب گوارا کف خیابان…
از دست پیرمرد گشاده رویِ عراقی…
که فریاد میزد:ملتِ امام حسین…بفرمایید ماء الحسین!
دیدگاه ها (۰)

●ماجرای گردان احتیاط بودن حاج‌رحیم و شکستن غرورش...#توسل●

همه‌ی وجود ما سهم خداستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

هم میهن ایرانیاز خانه بزن بیرون شد وقت رجز خوانیاز خانه بزن ...

*شما صدای سردار شهید طهرانی‌مقدم را می‌شنوید*!توان نظامی ما ...

mehrbanoo:هسته پهلوی یه سره داره فراخوان میده و نتیجه نمی گی...

*انتخاب امام حسین (ع) یا صدام حسین**انتخاب امام حسین (ع) یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط