اقا بیاین داستان دیروز تعریف کنم براتون

اقا بیاین داستان دیروز تعریف کنم براتون
دیروز با رفیقم پارتنر رفیقم بودیم
که اسمش علی بود رفیقم مریم
رفیق علی میکائیل اومد دنبالمون براشه نشستن (ع، رق) رفتیم اینا من کنار میکائیل بودم مریم کنار علی زدیم پیکارو به هم یهو میکائیل جلو جم اومد گفت علی این دختر چشاش گیرا دارع🤡 من قبلش یکی دوبار دیده بودم میکائلو
علی مریم اینور بودن میکائیل کنار من حالا یکی بیاد تپش قلب منو درست کنه
یهووو میکائیل دست منو میگیره 🤡 نگاش میکنم میگه چیزی شده؟ منم میگم نه بعدش تپش قلبم درست میشه
معمولا کنار پسرا احساس بدی دارم میرینم بهشون ولی میکائیل نه
(دوستان دعا کنید عاشق نشم به گ نرم🤡
دیدگاه ها (۲)

اقا جز این پیج دیگم پیج فعالیت بزنم حمایت موکونید؟ 🌚

چیز اقا_ویدیو ها این خیلی خوبه یعنی بیشتر از خیلی خوب کم محب...

Part:۶۹هانی : سوبین بیا دست لاراو گرفتم ببرم که ته جلومو گرف...

پا ت 2 اون فقط یک د وسته از زبان برایان لورا از اون دستشویی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط