بهش گفته بودم؛

بهش گفته بودم؛
اگر پاش رو کج بزاره،به قوانینم احترام نزاره،روحش،جسمش وتمامش برای من نباشه، اون وقت کاپوی آبی رو میبینه!
اما اونموقع من بودم که نمیدونستم...اون قوی وحشی تا چه حد میتونه سرکش باشه و قلبم رو به اتش بکشه!
#کآپو
دیدگاه ها (۰)

باران؛ تو چرا بغضت را ساکت نگه داشتی؛فکر میکنی من لرزش اولین...

_چرا انقدر میترسی؟دستش رو محکم تر گرفت.. نفس بریده ای کشید و...

_نوآشی... کاش میتونستم این برگی که به سرزمینت دچار شده رو نگ...

شکوفه های گیلاس دارن میبارنپس تو کجایی؟ به یاد میارم، وقتهای...

𝐺𝑢𝑛#Jeon_rina #jeon_victor #part30---سکوتِ سنگینِ پنت‌هاوس، ...

Bluelock Scenario p.t 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط