فیک : دوست دختر من

The first part1

از زبان نویسنده
همه چیز از یه نگاه شروع شد ....
ا. ت و داداشش شوگا باهم خیلی صمیمی بودن و شوگا رو ا.ت خیلییی حساس بود ا. ت و شوگا حتی هم و بیبی صدا میکردن
شوگا یه روز دوستاشو که شامل جونکوک و تهیونگ و نامجون و جیمین میشدن دعوت کرد خونه ولی به ا. ت خبر نداد ا. ت هم چون موهاش بلند بود ( تا زیر باسن ) باید زود به زود می‌رفت حموم تا موهاش همیشه درخشنده و تمیز باشن
ا. ت که هنوز توی حموم بود دوستای شوگا رسیدن #دوستای شوگا نمیدونن شوگا خواهر داره #
شوگا همیشه به زور نامجون و تهیونگ با جونکوک دوست بود همیشه معتقد بود که جونکوک خیلی هول و لاشیه # واااا بچمممم #
با جیمین زوری دوست نبود اما می‌گفت اونم مثل جونکوک هول و لاشیه # یاااا شوگولییییی #
ولی نامجون و تهیونگ همیشه بهترین دوستاش بودن چون باهم بزرگ شده بودن .......
شوگا و نامجون و تهیونگ و کوک و جیمین هم رفتن نشستن
ا. ت از حموم در اومد اما هنوز متوجه نشده بود
لباسی که می‌خواست بپوشه تو اتاق شوگا بود پس تصمیم گرفت با موهای بلند و خیسش و بدنی که فقط با یه حوله پوشیده شده بود از اتاقش بیاد بیرون تا لباسش و برداره
از اتاقش اومد بیرون و شوگا رو صدا زد # بچه ها فقط برای ا. ت و کوک علامت میزارم (+ ا. ت ) ( -کوک )
+ بیبی
دوستای شوگا : اوووو دوست دختر داری و به ما نگفتیییی
از زبان نویسنده: ا.ت که صدای دوستای برادرش و شنید فهمید قضیه از چه قراره سرشو از خجالت نمی تونست بیاره بالا فقط دویید تو اتاقش
- شوگا اون ... اون دوست دخترته ؟
شوگا : نه چطور
- پس اون کیته ؟؟
شوگا : چرا انقد میخوای بدونی ؟؟ خواهرمه خوب شد ؟؟؟
کوک ویو
خداروشکر که خواهرشه چون خیلی خوشگله دوسش دارم ولی برای یه هوس گذرا
بازیچه ی خوبی میاد
با اون چاک سینش به نظر میاد خوب ناله کنه # جوننن دوست دارییی #
از زبان نویسنده: ا.ت میدونست که شوگا خیلیی اعصبانیه چون اون رو ا.ت خیلی غیرت داشت و نمی ذاشت ا. ت موهاشو باز بزاره اما ا. ت این دفعه هم موهاشو باز گذاشته بود هم لباسی نداشت
ا. ت که داشت لباس عوض می‌کرد یه دفعه در اتاق باز شد ا. ت که فکر می کرد شوگا نگران نشد اما اون شوگا نبود بلکه .....






ادمین : بچه هاااا امیدوارم دوسش داشته باشینننن
اگه بد شده بگین ادامش ندمممم




دوستون دارمم💞






گزارش نکن مسلمون 😂💔
دیدگاه ها (۱)

عافم و برداشتم سگ خورد # اینم پوستر فیک جدید ، اسم فیک : دوس...

میخواستم عافم و بردارم براتون فیک جدید بنویسم امااا بچه ها ا...

عشق خونین

فیک دایی ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط