هیونلیکس
#mafia_boss_fall_in_love
part 3
ویو فلیکس
(رفتم و همه لباس هارو بررسی کردم)
+هیون...اینها که...همش دخترونه است
(اومد کمرم رو گرفت)
_اره بیبی...چون تو قراره فمبوی من شی
(بادیگارد ۱۰۰ تا دیگه پلاستیک با لباس های مردونه هم اورد)
_لباس های فمبوی فقط، برای خونه ست و لباسای پسرونه رو موقعی که میریم بیرون میپوشی
(هیونجین یک کراپ سفید و دامن مشکی و یک جفت جوراب بلند مشکی توری بهم داد که بپوشم)
+ول_
_ولی نداره برو بپوش
(خجالت زده رفتم تو اتاق کمد ها و پوشیدم و نگاهی به خودم تو اینه کردم و معذب شدم و اومدم بیرون و هیونجین متوجه نشد)
(اومدم بگم هیون ولی شیطونه گفت بگم ددی هیون)
+ددی هیون
(چرخید و اومد سمتم)
_ددی هیون؟...خوبه بیبی لیکسم
+ددییییی
(لبمو بوسید )
+اممممم
(منو پرت کرد رو تخت و خیمه زد رومو و بعد....📿📿 نماز خوندن:۵ راند، ۳ ساعته)
part 3
ویو فلیکس
(رفتم و همه لباس هارو بررسی کردم)
+هیون...اینها که...همش دخترونه است
(اومد کمرم رو گرفت)
_اره بیبی...چون تو قراره فمبوی من شی
(بادیگارد ۱۰۰ تا دیگه پلاستیک با لباس های مردونه هم اورد)
_لباس های فمبوی فقط، برای خونه ست و لباسای پسرونه رو موقعی که میریم بیرون میپوشی
(هیونجین یک کراپ سفید و دامن مشکی و یک جفت جوراب بلند مشکی توری بهم داد که بپوشم)
+ول_
_ولی نداره برو بپوش
(خجالت زده رفتم تو اتاق کمد ها و پوشیدم و نگاهی به خودم تو اینه کردم و معذب شدم و اومدم بیرون و هیونجین متوجه نشد)
(اومدم بگم هیون ولی شیطونه گفت بگم ددی هیون)
+ددی هیون
(چرخید و اومد سمتم)
_ددی هیون؟...خوبه بیبی لیکسم
+ددییییی
(لبمو بوسید )
+اممممم
(منو پرت کرد رو تخت و خیمه زد رومو و بعد....📿📿 نماز خوندن:۵ راند، ۳ ساعته)
- ۳۰۳
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط