«شیطون کوچولوی من»
«شیطون کوچولوی من»
فصل سوم
ویو آنا:
جنگل..
میدانم توصیف رویایی زیادی درباره اش وجود دارد که میتوانم بگویم.
اما مهم است؟
مهم است، صدای آواز پرندگان را میشنوم؟
مهم است دورم را درختان سبز گرفته آند که بوی زندگی میدهند ؟
لزومی دارد بگویم آسمان آنقدر آبی و تمیز است که میتوانم انعکاس خودم را در آن ببینم؟؟
نه،
ترجیح میدهم، از شکاف درخت قدیمی بگویم،
بگویم کناره هایش پوسیده است،
بگویم وقتی دستم را داخلش میبرم و کاغذ ها را بیرون می آورم،
دستم را می خراشد ،
عمیق،
میخوام برایتان بگویم که اهمیتی به سوزش و درد زیادش نمیدهم،
میخوام برایتان بگویم،
از کلمات..
از جمله ها..
که بیش از نصفش، التماس برای بخشیده شدن است،
تعدادشان زیاد است،..
و اهمیتی نمیدهم،
واقعا اهمیتی نمیدهم،
اما..
بدنم خسته است،
از تاختن بی وقفه خسته است،
و خواندن این ها برایش دردناک است،
پس روی زانوهایش می افتد،
چشمانم که به مدت پنج سال خیسی اشک را حس نکرده بودند،
میگریند،
بشدت میگریند ،
همان جایی که قسم خوردم دیگر اشک نریزم،..
همان جا زیر قسمم میزنم،
با وقار اشک نمیریزم.. به آرامی؟!
نه!!
هق هق میکنم ،
جوری که حتی به گوش خودم هم بلند است..
برای فلور میگریم،..
که در دستان خودم رفت..
آخرین حرفش چه بود ؟؟
«آنای نازنینم »
برای خودم میگریم که آنقدر مصیبت دیده ام،
برای پسرم میگریم،
که پنج سال بدون مادر و پدر زندگی کرده،
و برای« او » میگریم..
برای التماس هایش روی کاغذ...
برای تنهایی اش که از کودکی رهایش نکرده بود،
برای چشم های سیاهش که بیشتر از من اشک ریخته آند...
برای همه چیز میگریم،..
من ضعیف هستم ؟
نمیدانم.
اما بازهم میگریم..
(یه نظری چیزی؟؟🫠)
#کتاب #خردم_کن #کیپاپ #مود #خنده #پادشاه_پریان #بنگتن #استری_کیدز #کیدراما #بلک_پینک #کنجی #کنجی_کیشیموتو
#جولیت #رهایم_کن #ویرانم_کن #شعله_ورم_کن #book
#سنگدل #موسیقی #اکسپلور #هوانگ_هیونجین #فیلیکس #جونگکوک #جونگین #بنگچان #نامجون #تهیونگ #سونگمین #هان_جیسونگ #لینو #لیسا #چانگبین #جیمین #یونگی #این_دریا_طغیان_خواهد_کرد
#هری_پاتر #دراکو #اسلیترین
فصل سوم
ویو آنا:
جنگل..
میدانم توصیف رویایی زیادی درباره اش وجود دارد که میتوانم بگویم.
اما مهم است؟
مهم است، صدای آواز پرندگان را میشنوم؟
مهم است دورم را درختان سبز گرفته آند که بوی زندگی میدهند ؟
لزومی دارد بگویم آسمان آنقدر آبی و تمیز است که میتوانم انعکاس خودم را در آن ببینم؟؟
نه،
ترجیح میدهم، از شکاف درخت قدیمی بگویم،
بگویم کناره هایش پوسیده است،
بگویم وقتی دستم را داخلش میبرم و کاغذ ها را بیرون می آورم،
دستم را می خراشد ،
عمیق،
میخوام برایتان بگویم که اهمیتی به سوزش و درد زیادش نمیدهم،
میخوام برایتان بگویم،
از کلمات..
از جمله ها..
که بیش از نصفش، التماس برای بخشیده شدن است،
تعدادشان زیاد است،..
و اهمیتی نمیدهم،
واقعا اهمیتی نمیدهم،
اما..
بدنم خسته است،
از تاختن بی وقفه خسته است،
و خواندن این ها برایش دردناک است،
پس روی زانوهایش می افتد،
چشمانم که به مدت پنج سال خیسی اشک را حس نکرده بودند،
میگریند،
بشدت میگریند ،
همان جایی که قسم خوردم دیگر اشک نریزم،..
همان جا زیر قسمم میزنم،
با وقار اشک نمیریزم.. به آرامی؟!
نه!!
هق هق میکنم ،
جوری که حتی به گوش خودم هم بلند است..
برای فلور میگریم،..
که در دستان خودم رفت..
آخرین حرفش چه بود ؟؟
«آنای نازنینم »
برای خودم میگریم که آنقدر مصیبت دیده ام،
برای پسرم میگریم،
که پنج سال بدون مادر و پدر زندگی کرده،
و برای« او » میگریم..
برای التماس هایش روی کاغذ...
برای تنهایی اش که از کودکی رهایش نکرده بود،
برای چشم های سیاهش که بیشتر از من اشک ریخته آند...
برای همه چیز میگریم،..
من ضعیف هستم ؟
نمیدانم.
اما بازهم میگریم..
(یه نظری چیزی؟؟🫠)
#کتاب #خردم_کن #کیپاپ #مود #خنده #پادشاه_پریان #بنگتن #استری_کیدز #کیدراما #بلک_پینک #کنجی #کنجی_کیشیموتو
#جولیت #رهایم_کن #ویرانم_کن #شعله_ورم_کن #book
#سنگدل #موسیقی #اکسپلور #هوانگ_هیونجین #فیلیکس #جونگکوک #جونگین #بنگچان #نامجون #تهیونگ #سونگمین #هان_جیسونگ #لینو #لیسا #چانگبین #جیمین #یونگی #این_دریا_طغیان_خواهد_کرد
#هری_پاتر #دراکو #اسلیترین
- ۸۱۳
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط