کلبه ی دلم اشفته بازاریست

کلبه ی دلم اشفته بازاریست
که روزها بارانی و شب ها همچون
جنگلی تاریک و سرد
چنان غرق توست که که ویرانه گشته .
چنان ویرانش کرده ای که با کوچکترین
صدا می شکند ‌.
در کلبه ی دلم
نه فرشی برای پهن کردن دارم
نه بالشی برای خواب
نه جایی برای آمدن کسی دارد
نه جایی برای نشستن کسی ...
و نه جایی برای دوست داشتن کسی .....
امان از دلم .....
رهگذر✍️
دیدگاه ها (۰)

😔

❤️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط