دلم با ماندن بود راه اما راه رفتن

دلم با ماندن بود راه اما، راه رفتن،
و تو ندانستی چه رنجیست،
کشاندن تن خسته ای که خواهان ماندن بود

شبتون بی غم
دیدگاه ها (۱۰)

#حامد همایونحسی که داشتی ..........

.عشق را بر دلم انداخت ولی خود بگریخت ،مثل یک کودک سِرتق که ز...

تو چه کردی که دلم، این همه خواهان تو شد؟

تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگوبهر آرام دلم نام دلارام بگو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط