عاشقانه های شبنم
دیگه هیچ ستاره ایی تو قلبم چشمک نمیزنه ...
دیگه حتی هیچ ستاره ایی، حالش خوب نیست...
توقامت سیاه شب وقتی یه ستاره میمیره ،انگار میخواد بگه، خیلی دیره ،واسه رسیدن به تو، خیلی دیره ...
غم، تو چشمام خونه کرده ...
درد ،دلمو ویرونه کرده...
دوتا چشمام هوس بارون شبونه کرده ...
دیگه وقتشه از جام بلند شم و رو تختم بخوابم ...
چشمام و ببندم و به توفکر کنم ...
فکرت از خودت خیلی مهربونتره ،اخه هیچ شبی تنهام نمیزاره...
هیچ شبی ولم نمیکنه...
تنهام نمیزاره...
چشام بستست و صدای بارونِ بیرون برام شد لالایی...
چه مظلومانه منتظر یکم دلخوشیم...
یه جوری وانمود میکنم آرومم انگار قراره معجزه شه...
چقدر پریشونم...
دیگه حتی هیچ ستاره ایی، حالش خوب نیست...
توقامت سیاه شب وقتی یه ستاره میمیره ،انگار میخواد بگه، خیلی دیره ،واسه رسیدن به تو، خیلی دیره ...
غم، تو چشمام خونه کرده ...
درد ،دلمو ویرونه کرده...
دوتا چشمام هوس بارون شبونه کرده ...
دیگه وقتشه از جام بلند شم و رو تختم بخوابم ...
چشمام و ببندم و به توفکر کنم ...
فکرت از خودت خیلی مهربونتره ،اخه هیچ شبی تنهام نمیزاره...
هیچ شبی ولم نمیکنه...
تنهام نمیزاره...
چشام بستست و صدای بارونِ بیرون برام شد لالایی...
چه مظلومانه منتظر یکم دلخوشیم...
یه جوری وانمود میکنم آرومم انگار قراره معجزه شه...
چقدر پریشونم...
- ۷۳۲
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط