part

#part_8
#آرتیست_منحرف
«برگشت سر کارش...اما با تمرکز!
همه قرداد هارو با دقت ریز بازم نگاه کرد و همشونو دوباره خوند...هیچ چیز عجیبی یا اشتباهی پیدا نکرد...پرونده هارو جمع کرد...و همشون گذاشت توی صندوقی که با اثر انگشت جیمین باز میشه...چون اینا پرونده های شوخی برداری نبودند... گوشیش بازم زنگ خورد...سمتش قدم برداشت...با دیدم اسم کسی که روی گوشیش سیو شده بود لبخندی زد برداشت...»
jm:سلاممم به به چه عجب یادی از ما کردی
؟:جیمین خفه میشی یا خفت کنم؟
jm:باشه باشه حالا ما چی گفتیم هیچی(خنده)
؟:یااااا مثل آدم می‌خوام باهات حرف بزنم خودت نمیزاریااااا(تند تند)
jm:یااااا(خنده)
؟:حوصله توی عنتر ندارم دارم توی آینه به صورت قشنگم نگاه میکنم...هوپی گفته آخر هفته همه گی یه بار جمعیم برای اطلاعات بیشتر تشریف بیارید خونه ما!
jm:(قهقهه)چشم جین هیونگ مراقبش باشیااا یه وقت آسیب نبینه فعلا
«قطع کرد...همچنان هم هر از گاهی می‌خندید که...»
پایان پارت ۸
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
دیدگاه ها (۱)

#part_7#آرتیست_منحرف«با دیدن اسم کسی که "رییس" سیوش کرده بود...

#part_6#آرتیست_منحرفjm:اههه شییی...باید به آقای لی زنگ بزنم ...

#part_5#آرتیست_منحرف[سئول،چهارشنبه،ساعت ۰۹:۱۵]«با قهوه توی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط