این متن رو آقای سقاب اصفهانی قبل از رضایت برای اهدای اعضا

این متن رو آقای سقاب اصفهانی قبل از رضایت برای اهدای اعضا پسرش نوشت👇

محمد سبحان عزیزم هم رفت😭
راضیم به رضای خدا رضیت بالله سبحان من شیرین‌ترین بچه‌ای بود که دیده بودم. مثل قند بود.
دلربا بود مثل یک نسیم خنک در تابستان گرم، دلچسب بود،
ولی کوتاه بود، خیلی کوتاه بود 😭.
وابسته‌اش بودم. وابسته‌اش هستم.
خدا مرا لایق این همه وابستگی به او ندید. او را هم از من گرفت.
راضیم به رضایش، راضیم به رضایش، راضیم به رضایش…

اما دلتنگی را چه کنم؟ کاش فاطمه بود. اگر فاطمه بود هر بلایی کوچک بود.
فاطمه رفت، حسنا رفت، سبحان هم رفت...
گریه امانم نمیدهد این گریه از سر محبت است و نه از سر شکایت.

ولی میدانم خدای من بزرگتر از غم‌های من است و این شعر حافظ شیرازی را زمزمه میکنم
و تسلی قلب من است که به صاحب الامر آقا امام زمان (عج) میگوید: «جز ولای توام نیست هیچ دست آویز»

فقیر و خسته به درگاهت آمدم، رحمی
که جز وِلایِ تواَم نیستْ هیچْ دست آویز
بیا که هاتفِ میخانه دوش با من گفت
که در مَقامِ رضا باش و از قَضا مَگریز
میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز⁩⁩

...

بعد از فوت همسر و دخترش
حالا دومین فرزند او هم از دار دنیا رفت...

خیلی امتحان سختیه،خدا بهش صبر فراوان بده....🙏🏻
دیدگاه ها (۸)

دوست دختر کوچولوی من

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

#مقام_رضافقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمیکه جز ولای توام نیست...

.#یا_امام_رضا.فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمیکه جز ولای توام...

🌷کلیپ امام رضا(ع) - حاج میثم مطیعی🌷

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

بسم الله الرحمن الرحيمپاسخ قسمت سوم :مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط