ارادت
ارادت
میخواستم یه چیو بهتون بگم
من امیرم رفیق بارون خانوم
ایشون به یه دلایلی که از گفتنش معذورم
برای یه چند وقت ایشون نیستن و من بجای ایشون ادامه ی فیکو مینویسم
تا وقتی بارون خانوم برگرده
و اگه چیزی بود سوالی بود در مورد هرچی بپرسین
همین متاسفم
و اینکه ایشون برای مدتی از رمان نوشتن دست کشیده
میخواستم یه چیو بهتون بگم
من امیرم رفیق بارون خانوم
ایشون به یه دلایلی که از گفتنش معذورم
برای یه چند وقت ایشون نیستن و من بجای ایشون ادامه ی فیکو مینویسم
تا وقتی بارون خانوم برگرده
و اگه چیزی بود سوالی بود در مورد هرچی بپرسین
همین متاسفم
و اینکه ایشون برای مدتی از رمان نوشتن دست کشیده
- ۸۲۰
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط