ارادت

ارادت
میخواستم یه چیو بهتون بگم
من امیرم رفیق بارون خانوم
ایشون به یه دلایلی که از گفتنش معذورم
برای یه چند وقت ایشون نیستن و من بجای ایشون ادامه ی فیکو مینویسم
تا وقتی بارون خانوم برگرده
و اگه چیزی بود سوالی بود در مورد هرچی بپرسین
همین متاسفم
و اینکه ایشون برای مدتی از رمان نوشتن دست کشیده
دیدگاه ها (۲۳)

(عشق ممنوعه) *part ¹⁹*~~~~~~~~~~...

(عشق ممنوعه) *part ¹⁸*~~~~...

همخونه اجباری.. پارت 64."ویو پارک دوین"تمام راه برگشت...هیچ‌...

بابایی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط