میان دریا و ساحل غوطه ور

میان دریا و ساحل غوطه ور
بین مرگ و زندگی...
نشسته ام به گل
زیر تیغه ی بی رحم خورشید
رو به بی کرانه های سرنوشت...
می‌تابد روح و جنون
هنوز
در لمس رویای تو ام...
می‌رقصی ..
بازی میکنی...
میخندی...
ولی... نه تلاشی برای ماندن
بی هراس از بستن چشمان
تا روزی بیدارم کنی به امیدواری...
#اشک_اهنگ

#عاشقانه
دیدگاه ها (۵)

سنگ را بزن شیطان باش مرهم زخم یا دوزخ بی رحم پناهنده شده به ...

قلب سرد کوچکم !این تویی و خزان همان منظره ی خواستنی اتبرگهای...

امده ام ...به کافه همیشگیماندر کند و کاو عطرتنشسته ام ثانیه ...

رود بشکست با خود ببرد لانه ی موریان خون آغوش آمد و شد عوض بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط