❌کپی ممنوع❌

❌کپی ممنوع❌
چند سال پیش یکی از دوستام بهم گفت : چقدر تو حرف میزنی ، سرمون رفت ..!
بابام بهم می گفت : اگه تونستی از رو ساعت ۵ دقیقه حرف نزنی ..!
مامانم میونِ حرفای آخرِ شب مون از بس من حرف میزدم خوابش می برد ..!
حرفام تو چت کردن تمومی نداشت و زمان محدودم می کرد ..!
الان دیگه خیلی وقته با دوستام حرف نمیزنم ...
می تونم ساعت ها سکوت کنم و اذیت نشم ..!
زودتر از مامانم خُرو پُفم در می یاد ...
و کلی چتِ سین نکرده دارم ...
بزرگ شدن و کور شدنِ ذوقت می تونه خیلی زود اتفاق بیوفته !
خیلی زود :)❤️‍🩹
#انگیزه #انرژی #ذوق #مرگ
خاطرات #جوانی #دلتنگی#عاشقانه
#ستایش_قلب_سربی#خاص
#انگیزشی #عشقولانه#حرف_دل#عاشق
#دلداده#ویسگون#شخصی
دیدگاه ها (۳)

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

چند پارتی

فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت یازدهم

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁵(چه‌رین+)(تهیونگ–)(پ...

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

#یعنی -واقیعت- داره -یا رویاست؟؟P12an20k2027خودتی .............

★ازدواج اجباری...p³سرم گیج میرفت؛ نفسم بالا نمیومد!اصلا نفهم...

رمان { تا وقتی که عاشقت شدم} ۲_گردنبندی که ته به آت داد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط