《تو بالاخره مهمون خوابم شدی و من تمام طول شب بوسه به بوسه

《تو بالاخره مهمون خوابم شدی و من تمام طول شب بوسه به بوسه روی لب های تو شعر شدم
دستات،چشمات،لبات،بوی عطر تنت،صدات و موهای ابریشمی و زیبات...همه و همه رویای بهشتی ای
بود که هیچ وقت نمیخواستم ازش دل بکنم
تو منو رو به آغوشت دعوت کردی و من لا به لای ترک های همون اغوش،خدا و تمام دنیاش رو قسم
دادم،دیگه هیچوقت از آغوش بهشتی تو دل نکنم و نذارم قلبم شده حتی برای یک لحظه تو هوایی
نفس بکشه که تو، توش نیستی!》

_امیدوارم روزی منم حتی توی رویا اینگونه تورا به آغوش بکشم لیلیان جون کارال✨️
دیدگاه ها (۰)

نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...نور م...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

پارت ۲۸ جونگ کوک:وایسا ...تو ...چرا انقد یونا:من‌ باید برم ف...

امروز فقط یک روز معمولی از سال نیست؛ امروز روز تولد کسی است ...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

لحظه ها رو با تو بودندر نگاه تو شکفتنحس عشقو در تو دیدنمثل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط