بچه که بودم از عصر ها بدم میومد.
بچه که بودم از عصر ها بدم میومد.
ناهارو که میخوردیم همه عادت داشتن میخوابیدن.
و من تنهاترین کودک جهان میشدم.
بدون همبازی،بدون تفریح، بدون دلخوشی، بدون هم صحبت،
میدونی،
الان عصره، خیلی عصره............
ناهارو که میخوردیم همه عادت داشتن میخوابیدن.
و من تنهاترین کودک جهان میشدم.
بدون همبازی،بدون تفریح، بدون دلخوشی، بدون هم صحبت،
میدونی،
الان عصره، خیلی عصره............
- ۸۱۲
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط