مدت زیادی گریه کردم نمیدانم چرا فقط یادم هست که گریه

مدت زیادی گریه کردم، نمیدانم چرا... فقط یادم هست که گریه کردم و اگر گریه نمیکردم خفه میشدم! تنهایی روح مرا هیچ چیز جبران نمیکند. مثل یک ظرف خالی هستم و توی مرداب‌ها دنبال جواهر میگردم.
- حرف هایی از دل و واقعیت زندگی حنا:)
دیدگاه ها (۱)

‏تظاهر میکنم یادم رفته ، چون با مرورش همه چی فقط بدتر میشه 🫠

خیلی دلم میخواد مثل آدمای دورم باشم ، بی اهمیتی کنم ، بی احت...

مدت زیادی گریه کردم، نمیدانم چرا... فقط یادم هست که گریه کرد...

به شخصه معتقدم پتو و تخت فقط دو نفره ش خوبه، البته به شرط ای...

casino23

Part 62شوگا ویو:وقتی اون حرفا رو میزد انگار داشتن یه خنجر رو...

رمان جونکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط