به خانه ی دوستی رفتم

🍒🌱به خانه ی دوستی رفتم

که تو نمی شناختی

– تا بعد از مدت ها –

ساعتی خوش باشم

نیم ساعت ننشسته بودیم

که خیالت در زد🍒🌱
زانیار برور
دیدگاه ها (۰)

وقتی شب می گریزد قرمز استو زندگی مابه نظر خالی، بی فایده و غ...

باغ هایی هستند در تصرف نور ماهکه چون چنگ و عود در سکوت می لر...

🌱🍒مرنجان خاطری را گر دوام دوستی خواهیکه با گرد لطیفی نور در ...

🍒🌱حوالی توأمهمچون نسیمیکه تو را می نوازدبارانی که با لمس توب...

کسی صدای من را نمی شنیداما تو اندوه مرا از پشت همان نقاب لبخ...

وقتی بچدار نمیشدی پارت 6:در اتاق ریئس رو زدم .ریئس"گ:ییا تو...

سوتی تابه حال دادی?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط