سونگ کان، بازیگر کره‌ای و دوست تهیونگ، توی قسمت جدید برنا

سونگ کان، بازیگر کره‌ای و دوست تهیونگ، توی قسمت جدید برنامه‌ی "Salon Drip 2" تهیونگ رو منشن کرده:

🗣: من عکس‌هایی دیدم که تو و وی با هم توی فوتوبوث Life4Cuts عکس گرفتین.
🧑🏻: آره، همچین چیزی بود.
🗣: کجا با هم دوست شدین؟
🧑🏻: توی سربازی. ما توی یه یگان خدمت می‌کردیم، ولی کارهامون متفاوت بود. اون توی SDT بود، یعنی یگان ویژه. منم... یه سرباز معمولی...
🗣: چرا می‌گی معمولی؟ خب ناراحت‌کننده به نظر میاد! معمولی رو حذف کن
🧑🏻: من فقط سرباز بودم
🗣: باز چرا فقط رو اضافه کردی؟ 😂
🧑🏻: من سرباز بودم
🗣: انگار داری جوری میگی که سرباز بودن چیز مهمی نیست!
🧑🏻: خلاصه، من سرباز بودم. بعداً فهمیدیم یه دوست مشترک داریم و از طریق اون با هم ارتباط گرفتیم. حتی عمداً روزهای مرخصیمون رو توی روزهای کاری با هم هماهنگ می‌کردیم
🗣: یعنی عمداً تاریخ مرخصی‌هاتون رو یکی میکردین؟
🧑🏻: آره. همدیگه رو می‌دیدیم و با هم می‌رفتیم غذا می‌خوردیم. خیلی وقت‌ها هم با هم می‌رفتیم گیم‌نت.
🗣: جدی؟
🧑🏻: آره. پنج نفر از یگان اون و پنج نفر از یگان من جمع می‌شدیم و تیم‌های پنج‌نفره تشکیل می‌دادیم و بازی می‌کردیم
🗣: ولی وقتی توی سربازی بودین، نمی‌تونستید با هم 반말 (پَن‌مال)، یعنی غیررسمی صحبت کنیم، مگه نه؟
🧑🏻: شرایط ما یه کم متفاوت بود
🗣: یعنی می‌تونستید با هم غیررسمی حرف بزنین؟
🧑🏻: آره
🗣: مگه نباید بهش می‌گفتی سروان؟ منظورم 병장님 (بیونگ‌جانگ‌نیم)، یعنی خطاب محترمانه به سرباز ارشد، نیست؟
🧑🏻: نه. یه چیز دیگه هم هست؛ هر یگان یه جور حس غرور و همبستگی خودش رو داره. برای همین ما همدیگه رو فقط با اسم + 씨 (شی) صدا می‌کردیم. مثلاً می‌گفتم تهیونگ-شی
🗣: حتی همچین چیزی هم هست؟
حالا اگه تو و V این روزها با هم قرار بذارین و برید یه جایی غذا بخورین، کی حساب می‌کنه؟
🧑🏻: معمولاً اون حساب می‌کنه. ولی منم چند بار حساب کردم؛ وقتی توی بولینگ ازش باختم! 😂

#بنگتن_نیوز
#اخبار_رسمی_بی‌تی‌اس
#بازگشت_پادشاهان_کیپاپ
#اوتی_سون #کیپاپ #کینگتن
#چالش #تیک‌تاک #کیدارما #ویسگون

#KIM.NAMJOON
#KIM.SEOKJIN
#MIN.YOONGI
#JUNG.HOSEOK
#PARK.JIMIN
#KIM.TAE.HYUNG
#JEON.JUNGKOOK
#BTS
#ARMY
@bts58
دیدگاه ها (۰)

نه دیگه فوتبالیست‌ ها !!حالا چهارتا حمایت ازتون کردیم دیگه پ...

Forced MarriagePart 59 (Last part)چند روز گذشته بوداما این ب...

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط