جی جی قلبم شروع به تپش کرد مهو نگاهش شدم بعد صورتشو نزدی
جی جی: قلبم شروع به تپش کرد مهو نگاهش شدم بعد صورتشو نزدیک صورتم کرد و بوسیدم
نیم ساعت بعد
کیفر: چه بامزه میخوابه مهو نگاش شدم چون مثل فرشته ها خوابیده بود
جی جی: ساعت پنج صبح بود بیدار شدم دیدم کیفر خوابیده پتو رو سعی کردم بندازم روش انگار سردش بود رفتم سمت خراکی ها و
دیدم دوکبوکی خریده خوردم
کیفر: بعد چند دیقه بیدار شدم
جی جی: بیداری شدی بیا یک چیزی بخور
کیفر: اکی
دکتر : سلام بچه ها اگه می خواین برین برین دیگه حالش خوب شده
جی جی:سوار ماشین کیفر شدیم و چون حوصلم سر رفته بود رفتیم سمت پاساژ
گردنبند زوج هارا دیدیم خیلی کیوت بود
کیفر: میای بخریم خیلی خوشگله
جی جی: دباره قلبم به تپش افتاد گفتم باشه
نیم ساعت بعد
کیفر: چه بامزه میخوابه مهو نگاش شدم چون مثل فرشته ها خوابیده بود
جی جی: ساعت پنج صبح بود بیدار شدم دیدم کیفر خوابیده پتو رو سعی کردم بندازم روش انگار سردش بود رفتم سمت خراکی ها و
دیدم دوکبوکی خریده خوردم
کیفر: بعد چند دیقه بیدار شدم
جی جی: بیداری شدی بیا یک چیزی بخور
کیفر: اکی
دکتر : سلام بچه ها اگه می خواین برین برین دیگه حالش خوب شده
جی جی:سوار ماشین کیفر شدیم و چون حوصلم سر رفته بود رفتیم سمت پاساژ
گردنبند زوج هارا دیدیم خیلی کیوت بود
کیفر: میای بخریم خیلی خوشگله
جی جی: دباره قلبم به تپش افتاد گفتم باشه
- ۲.۴k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط