مدینه فاضله قسمت دوم
از بحث و مباحثه فرار نکن؛
برگرد؛
من به این بحث و جدل نیاز دارم؛
به باختنت نیاز دارم تا بتونم ببینم تهش با هم برنده ایم؛
برگرد؛
من تنها خورِ برنده بودن برام زهرمارِ
من از این تنهایی مثه بچه ۶ ساله میترسم.
ـــردـپامـــــــΔــΞ
نه مثه اونا ؛
اشک و احساسی شدنت رو نمیخوام برای جذبت؛
نه مثه اینا؛
قهرمان سازی توی ذهنت نمیخوام برای شستشو مغزت؛
من به راه و مسیر کسی نیاز ندارم اما؛
هم اونا،هم اینا؛
بهت نیاز دارن که بری تا باشن؛
تا باشن؛
تو؛ به مسیر من نیاز داری که باشی؛
اونا بهت نیاز دارن؛
برای اومدنشون؛
اینا بهت نیاز دارن؛
برای موندنشون؛
من به خودت نیاز دارم که تنها نباشم توی این جهان بزرگ میپیچه فقط صدای خودم و تو نیای و نباشی هم مثه، تا به الان که نبودی، بودم،هستم و میمونم؛
اما تنهام بیا؛
کجا بیای رو نه به سمت من نه اصلا توی جمع برو توی ذهنت برو خودت رو توی خودت ببین؛
اونیکی خودتو با همه ی لکنت زبونی که داره،با هرگوش سنگینی که داره، بشین پای حرفاش و بشناسش؛
من خودمو شناختم که تو رو میشناسم؛ حالا ؛ خودتو بشناس هویتتو پس بگیر؛
اون همین الان که خودتو زدی به اون راه زندانیِ خودته؛خودِ آگاهت تشنه یبودنه، خودِ آگاهت اسیرِ توی ناخودآگاهیات؛
_حوصله نداری بری عمق کپشن ؟! پس همینو بگیر لامصب:
"فرمون کوفتی رو از دست کارای ناخودآگاهِ تکرارگونه ت درش بیار"
برگرد؛
من به این بحث و جدل نیاز دارم؛
به باختنت نیاز دارم تا بتونم ببینم تهش با هم برنده ایم؛
برگرد؛
من تنها خورِ برنده بودن برام زهرمارِ
من از این تنهایی مثه بچه ۶ ساله میترسم.
ـــردـپامـــــــΔــΞ
نه مثه اونا ؛
اشک و احساسی شدنت رو نمیخوام برای جذبت؛
نه مثه اینا؛
قهرمان سازی توی ذهنت نمیخوام برای شستشو مغزت؛
من به راه و مسیر کسی نیاز ندارم اما؛
هم اونا،هم اینا؛
بهت نیاز دارن که بری تا باشن؛
تا باشن؛
تو؛ به مسیر من نیاز داری که باشی؛
اونا بهت نیاز دارن؛
برای اومدنشون؛
اینا بهت نیاز دارن؛
برای موندنشون؛
من به خودت نیاز دارم که تنها نباشم توی این جهان بزرگ میپیچه فقط صدای خودم و تو نیای و نباشی هم مثه، تا به الان که نبودی، بودم،هستم و میمونم؛
اما تنهام بیا؛
کجا بیای رو نه به سمت من نه اصلا توی جمع برو توی ذهنت برو خودت رو توی خودت ببین؛
اونیکی خودتو با همه ی لکنت زبونی که داره،با هرگوش سنگینی که داره، بشین پای حرفاش و بشناسش؛
من خودمو شناختم که تو رو میشناسم؛ حالا ؛ خودتو بشناس هویتتو پس بگیر؛
اون همین الان که خودتو زدی به اون راه زندانیِ خودته؛خودِ آگاهت تشنه یبودنه، خودِ آگاهت اسیرِ توی ناخودآگاهیات؛
_حوصله نداری بری عمق کپشن ؟! پس همینو بگیر لامصب:
"فرمون کوفتی رو از دست کارای ناخودآگاهِ تکرارگونه ت درش بیار"
- ۲۴۶
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط