رویاهاتو جمع کن

رویاهاتو جمع کن
باید بریم دریا
باید یه چند روزی دور شیم از این دنیا
دوربینتو بردار بی کوله و تقویم
چند وقته عکسای دوتایی ننداختیم
تا اخر جاده با رویات هم آغوشم
این لحظه هارو به دنیا نمیفروشم
دستاتو میگیرم بارون شروع میشه
موهاتو میبوسم شب زیر و رو میشه
عطر تو آغاز شکوه جنگلهاست
چشمای معصومت خود خود دریاست
با تو گمم توی یه شادی مبهم
از زخم تقدیرم هیچی نمیفهمم
تا اخر جاده با رویات هم آغوشم
این لحظه هارو به دنیا نمیفروشم
دستاتو میگیرم بارون شروع میشه
موهاتو میبوسم شب زیر و رو میشه
تا اخر جاده با رویات هم آغوشم
این لحظه هارو به دنیا نمیفروشم
دستاتو میگیرم بارون شروع میشه
موهاتو میبوسم شب زیر و رو میشه
دیدگاه ها (۹)

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

سناریو تهیونگ

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.54(روایت از زبان ا.ت)هن...

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p21چند دست لباس خ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط