با اولین باران برگرد!

با اولین باران برگرد!
تا ببینی روی زخم دلتنگی‌ام،
شقایقی جوانه زده
و هر گلبرگش
به رنگ خونی‌ست که از عشق تو در قلبم جاریست.
سال‌هاست که بعد از رفتنت
شهر همیشه باران را خشک‌سالی گرفته!
اما تو روی قولت بمان،
با اولین بارانی که آمد، برگرد!
نه برای منِ صبور...
برای عشقی که از تو در سینه‌ام جا مانده!
برای شقایقی که در سینه‌ام کاشتی...
یادت نرود که یک شهر، یک آسمان و یک قلب،
چشم به راه توست...🦋🦋

شبت درپناه آرامش محبوبم🫂✨❤🌹❤

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

دَردینَن داغلاری داشلاری گَزَرَم آی گوزلسنین هرنازنا اولَم د...

شبها  یاد تو را نقاشے مے ڪـــنم... یادت چہ رنگ وارنگ است  و ...

غمگین

رمان:خطوط پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط