عاقبت دستان پرمهرم به جانان میرسد
عاقبت دستان پرمهرم به جانان میرسد
آن سفر کرده نگارم بعد هجران میرسد
خشک و پاییزی گذشت عمرم بدون دلبرم
مطمئنم یار من با فصل باران میرسد
گرچه محروم از نوازشهای دلبر بوده ام
فرصت بوسیدن چشمان مژگان می رسد
زخم قلبم را به امید وصالش بستهام
عاقبت زخم دل ماهم به درمان میرسد
سایهی تنهاییام هر روز و هرشب با من است
گر چه میدانم شب ظلمت به پایان میرسد
خاطراتش مونس شبهای تاریک من است
یاد او در باورم همواره مهمان میرسد
ماندهام با بهمنی از غم میان باورم
غم مخور ای دل که عشقت با بهاران میرسد🦋🦋
میرسد یاری که غبار غم بشوید ازدل ما😍🧿
#saharshehim💖
آن سفر کرده نگارم بعد هجران میرسد
خشک و پاییزی گذشت عمرم بدون دلبرم
مطمئنم یار من با فصل باران میرسد
گرچه محروم از نوازشهای دلبر بوده ام
فرصت بوسیدن چشمان مژگان می رسد
زخم قلبم را به امید وصالش بستهام
عاقبت زخم دل ماهم به درمان میرسد
سایهی تنهاییام هر روز و هرشب با من است
گر چه میدانم شب ظلمت به پایان میرسد
خاطراتش مونس شبهای تاریک من است
یاد او در باورم همواره مهمان میرسد
ماندهام با بهمنی از غم میان باورم
غم مخور ای دل که عشقت با بهاران میرسد🦋🦋
میرسد یاری که غبار غم بشوید ازدل ما😍🧿
#saharshehim💖
- ۲۵۷
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط