روانیِ تو

روانیِ تو
p: 2

«ا.ت»
به پنجره خیره شدم و تو حیاط پر از بادیگارد بود
بخاطر این بادیگارد گذاشتن که خدمتکارا یوقت فرار نکنن
: کارت تموم شده پس چرا وایسادی نگا میکنی برو

با صدای سرد و خشنش به خودم اومدم

_: هوم چشم ببخشید

از اتاقش رفتم بیرون من فقط اتاقش و تمیز میکردم کاره دیگه ای نداشتم
رفتم تو اتاقی که کوچیک و بود و یه چندتا لباس کهنه داخل کمد چوبی ترک برداشته بود تختم کهنه بود و موقعی که روش میشینم جیر جیر میکنه
این صداش منو اذیت میکرد باعث میشد شب موقع خواب هرموقع که تکون بخورم صدای جیر جیرش بلند شه
احساس میکنم اگر کسی دیگه ای جای من بود با وزن بیشتر فنرش در میرفت البته عادیع خب
و برام جالبه یه مافیا به این ثروتمندی چرا
یه تخت خوب واسه خدمتکاراش نمیخره
اون که این همه پول داره پس چرا نمیخره
دلم برای مامان و بابام تنگ شده بود
کی میتونم از این جهنم فرار کنم
هیوقت شانس خوبی نداشتم فقط بخاطر بارونی که میبارید رفتم قدم بزنم اما گیر کردم پیش یه مافیای بی اعصاب روانی

رفتم تو حیاط این عمارت یه در پشتی داره که بادیگارد نیست اما اونجا سگارو بستن
از خدمتکارا شنیده بودم هرکی که فرار کرده
شده خوراک سگای این مرد
پس اگر فرار کنم به راحتی میتونه پیدام کنه

شرایط

لایک: ۲٠

جین: منتظرم لایک کنی لایک نکنی با همین🔪 میوفتم دنبالت
دیدگاه ها (۱)

رمان

Part ¹⁰اسلاید 2 : لباس و باشگاه جونگکوکویو لیلی لبخند پرنگی ...

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویوصبح از خواب نازم بیدار شدم دیدم ساع...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p17ویو ات داشتم با نگاه...

Cruel Love پارت ۷#:باشه حالا خانم کوچولو قهر نکن بیا بازی +:...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

دختر تنها{3}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط